حضرت فاطمه‏عليهاالسلام و توبه حضرت آدم‏عليه‏السلام

مى‏دانيم كه انديشه جاودانگى به قدمت‏حيات بشر است. نخستين وسوسه شيطان نيز از همين روزنه و بدين‏شكل صورت مى‏پذيرد كه ابتدا شيطان با سوگند خود را خيرخواه آدم و حوا مى‏نماياند (2) و سپس سبب نهى پروردگار را از نزديك شدن به شجره خلد، فرشته شدن يا جاودانگى آن دو القا مى‏كند (3) چون آن دو مبتلا به ترك مندوب شدند توبه كردند و نداى «ربنا ظلمنا» از جان برآوردند تا رحمت‏حق در كسوت «كلمات‏» (4) و تماثيل نور متجلى شد.

در اين باب صاحب تفسير عظيم روض‏الجنان چنين آورده است: «چون خداى تعالى آدم را بيافريد و حيات در او آفريد... بر ساق عرش اشباحى و تماثيلى از نور ديد كه بر بالاى سر هر يك نوشته بود: محمد و على و فاطمه و الحسن و الحسين.
آدم گفت: بار خدايا پيش از من بر صورت من خلقى آفريدى؟
گفت: نه.
گفت: اينان كه‏اند؟
گفت: فرزندان تواند ولولاهم لما خلقتك و اگر نه ايشانندى تو را خود نيافريدى.
 گفت: بار خدايا گرامى بندگانند بر تو. گفت: اى آدم اين نامها ياد گير تا در وقت درماندگى مرا به اين نامها بخوانى تا فريادت رسم. آدم اين نامها ياد گرفت. چون اين ترك مندوب كرد و خواست تا از آن توبه كند، گفت: بار خدايا به حق محمدصلى الله عليه وآله و على‏عليه‏السلام و فاطمه‏عليهاالسلام والحسن‏عليه‏السلام والحسين‏عليه‏السلام به حق اين بزرگان كه توبه من قبول كنى. خداى تعالى توبه آدم قبول كرد فهذه هى الكلمات‏». (5)