محرم در چاهملک( نوشته شده در سال1386)
(چنانچه مطلب کم و کاستی دارد شرمنده ام اطلاعات شما را حتما اضافه خواهم کرد.)
نوشته شده در محرم ۱۴۳۰ - ۱۳۸۶ شمسی
چون محرم نزدیک می شود، خیابان و کوچه ومساجد و حسینیه ها را سیاهپوش می نمایند و شب اول محرم بانگ چاووش عزای حسین (ع) همه را به خود می آورد که:
یاران عزای کیست که در دشت کربلاست
ماتم نشین محمد(ص) و صاحب عزا خداست
در روز پنجم محرم نخل* عزای امام حسین (ع) سیاهپوش می گردد و با پارچه های ملونی که مردم هدیه و نذر کرده اند پوشیده می شود.زنگوله هایی بر روی ان نصب می گردد و علم حضرت عباس (ع) نیز سیاهپوش می گردد. در قدیم عصر یا شب ششم نخل را بر دوش می گرفتند و در خیابان و حسینیه با چاووشی پرسه می زدند. و تقریبا بعد از پیروزی انقلاب و فوت مرحوم اوسا احمد ( پدر مرحوم حسین مغنی، که اهل اردکان بوده) کسی همت نکرده و نخل شد اسباب بازی بچه ها ویادم می آید که با تخته های آن «هلنبارو»* می کردند. و بعد هم آن نخل عزا به جای هیزم بخاری در بخاری مسجد یا حسینیه سوخت و گویا نخل را همشهری هایمان مظهر طاغوت پنداشتند و خواستند فراموش کنند.
در سال 1372 هیئتی به نام نامی علمدار کربلا ، جوانان چاهملک تاسیس شد و همزمان سنت علم گردانی که همراه با نخل منسوخ شده بود توسط زنده یاد مرحومه حاج رقیه افلاکی همسر حاج عباس آقا غلامرضایی احیاء گردید و ایشان برای سال بعد نخلی ساختند وهیئت جوانان متوسلین به قمر بنی هاشم (ع) علم گردانی و بردن نخل عزا به درب منازل کسانی که از محرم سال گذشته تاکنون فوت کرده اند؛ را با کمال افتخار پذیرفتند. و شاید یکی از عاملهای موفقیت و ماندگاری هیئت نیز احیاء این سنت است . خیلی از مردم چاهملک عقیده دارند از وقتی که علم گردانی صبح تاسوعا ( که بعد شرح مراسمش را می دهم) حذف شد و نخل نیز آنگونه مظلومانه در آتش سوخت، قهر خداوندی قنات پرآب چاهملک و کشتخوان روستا،که در منطقه بی نظیر بود، را فراگرفت و کار بدانجا رسید که از قنات دیگر جز دود برنخاست.

مراسم نخل گردانی که در بالا به آن اشاره شد هم اکنون در دیگر روستاهای قدیمی منطقه و شهر خور انجام می گیرد . در خور صبح پنجم نخل آماده می گردد و چون متمدن شده اند ! آن را بر وانتی سوار می کنند و در خیابانهای شهر می گردانند و چاووش خوانها چاووشی می کنند و مردم هدایا و نذورات خود را به نخل وعلم به متصدی می دهند و این نذورات صرف مخارج حسینیه خور وعزاداری در ایام محرم می شود.
چند سال قبل با استعانت از خدا و پیرو سفارش علما و رهبر فرزانه انقلاب (مبنی بر عزاداری به صورت سنتی) تصمیم گرفتیم که یکی دیگر از سنت های فراموش شده عزاداری روستا را زنده کنیم. با تنی چند از قدیمی ها مشورت کردیم و با پرس وجو از کم و کیف برنامه آگاهی کسب کرده ودر شب چهارم در هیئت اعلام کردیم که فردا بعد از ظهر قصد دار یم که پس از آماده کردن نخل مراسم نخل گردانی را در روستا انجام دهیم. بالاخره بعد از چند سال این مراسم برگزار شد و مورد استقبال اهالی به خصوص افراد مسن تر قرار گرفت.
واما چرا نخل وعلم در پنجم محرم برپا می شود؟ فکر می کنم یکی از دلایل آن است که از پنجم محرم به بعد محاصره امام حسین (ع) واهل بیت در کربلا ومصائب ایشان سخت تر گردیده است، و شور و حال عزاداری بیشتر می شود.
هیت جوانان متوسلین به قمر بنی هاشم(ع) که در بالا بدان اشاره شد شور و حال عزاداری امام حسین (ع) را به چاهملک بر گردانده است و هر سال بر شکوه و عظمت عزاداری می افزاید.جوانان چاهملک در قدیم هیئتی تاسیس کرده بودند که بعدها مسئولیت هیئت به مرحوم حاج علی آقا رحمانی رسید و پس از بیماری ایشان فرزندشان ابوالقاسم وارث !این مسئولیت گردیدند .
هیئت جوانان امسال ۱۸ساله شده وهمه فراز ونشیب ها را پشت سر گذاشته و الحمد لله به یاری امام زمان (عج) و صاحب هیئت توانسته است قدمی هر چند کوچک در جذب جوانان به معارف حسینی بردارد و نهایت سعی خود را به کار می گیرد که هیچ کودک ،نوجوان ،جوان و بزرگسالی را نیازارد.
این هیئت از شب چهارم محرم برنامه عزاداری خود را آغاز می کند . این هیئت زنجیر زنی پس از نوحه خوانی و زنجیر زنی در خیابانهای روستا با نظم وترتیب وارد حسینیه شده و همراه با هیئت حسینی روستا نوحه خوانی و سینه زنی می کند و بعد روحانی محل به ذکر مناقب اهل بیت و ذکر روایات از ایشان می پردازد . در شب ششم همانگونه که ذکر شد نخل و علم نیز همراه با هیئت حمل می شود و به حسینیه منتقل می گردد. در چاهملک از قدیم هیئت حسینی متوسلین به ائمه اطهار علیهم السلام(ع) در سه روز آخر دهه یعنی روز هشتم،نهم و دهم از حسینیه خارج می شوند و در خیابان به عزاداری می پردازند. وبه همین علت هیئت جوانان در شب برنامه عزاداری برپا میکند که تداخلی در برنامه های یکدیگر نداشته و به ظن بعضی ها اختلاف و دودستگی به وجود نیاید!!
شب تاسوعای حسینی وشب و روز مخصوص سپهسالار سپاه عشق آقا ابالفضل العباس (ع) فرا می رسد. در جاهای دیگر رانمی دانم اما در چاهملک اوج عزاداری در شب و روز تاسوعاست. شب تاسوعا در حسینیه جای سوزن انداختن نیست وبا ورود هیئت قمر بنی هاشم (ع) عزاداری شور می گیرد .پس از نوحه خوانی و سینه زنی نوبت به شور گرفتن می شود:
ای اهل حرم میر و علمدار نیامد سقای حسین سید و سالار نیامد
عزاداران با خواندن دم های شور وسینه زنی در داخل حسینیه به دو دسته تقسیم می شوند و در جواب یکدیگر می خوانند و بر سر و سینه می زنند . و در پایان حسن ، حسین گویان برنامه نوحه خوانی پایان یافته و روحانی منبر می رود.
مراسم علم گردانی:
یکی از سنت های قدیمی که در اغلب روستاهای منطقه به شکلهای مختلف رواج دارد سنت علم گردانی در روز تاسوعا انجام می گیرد. در چاهملک نیز در قدیم این مراسم را مرحوم استاد احمد مغنی اردکانی انجام می داد. که پس از فوت ایشان علم به اتاق جلسه (اتاقی در گوشه قبرستان) سپرده شد و نخل را هم که سرگذشتش را گفتم. با تاسیس هیئت جوانان این سنت زنده شد و هر ساله در روستا انجام می گیرد. قبل از طلوع آفتاب علم گردانها جمع می شوند و با خواندن زیارت عاشورا و چاووشی علم را درب منازل می برند و بیت هایی را در مظلومیت علمدار کربلا می سرایند:
این علم از کیست که بی صاحب است این علم از ماه بنی هاشم است
این علم از ساقی دشت بلاست این علم از تشنه لب کربلاست
و.......
صاحب خانه به منظور تبرک و تیمن مقداری آب بر دست علم می ریزد و آن آب راجمع می کند و به نیت شفا به مریض می خوراند و یا برای تندرستی خود می نوشند. در ضمن علم گردان ها هدایا و نذورات مردم برای نخل و علم را نیز جمع می کنند. در ضمن علم گردانی نخل عزا نیز درب منازل افراد متوفی در سال گذشته برده می شود ودر آنجا ابتدا نوحه خوانی می شود و سپس برای آمرزش متوفی دعا خوانده و فاتحه قرائت می شود.
این مراسم تا ساعت 9 صبح ادامه دارد و سپس علم و نخل به حسینیه برده می شود تا پیشاپیش هیئت حرکت داده شود .
هر دو هیئت باهم حرکت می کند و در تمام آبادی به نوحه خوانی و سینه زنی و زنجیر زنی می پردازد و درب منازل سی شهید روستا و افرادی که تازه از دنیا رفته اند ؛ فاتحه می خوانند. این روز شلوغ ترین روز عزاداری است و مراسم تا ظهر ادامه دارد و عزاداران برای ناهار از سوی حسینیه پنج تن آل عبا (ع) پذیرایی می شوند.
امشبی را که حسین در حرمش مهمان است نکن ای صبح طلوع
صبح فردا بدنش زیر سم اسبان است نکن ای صبح طلوع
شب عاشورا فرا می رسد . گویا شب عاشورای سال 61 هجری است و همه با التماس از شب می خواهند بماند و صبح سر نزند وخورشید طلوع نکند تا حسین زنده بماند اما خدا می خواست حسین (ع) را کشته ببیند و با خون پاک او و یارانش دین اسلام جاودانی گردد.
همه در حسینیه جمع شده اند هر کس می خواهد به نحوی ارادت خود را نشان دهد. یکی نوحه می خواند ، یکی سینه می زند، دیگری با چای از عزاداران پذیرایی می کند و ... چقدر این نوحه را دوست دارم:

آشوب به هم بر زده ذرات جهان را کامشب شب قتل است
هیچ کس جز دایی علی اصغر بیک نمی تواند حق این نوحه یغما را ادا کند ،جز نبیره ی خود یغما !!!! خدا انشاالله عمر با عزتش بدهد و شفایش بدهد که با صدای دلنوازش چاووشی کند و نوحه های سنگین، پرمحتوا و بامفهوم را بخواند و همه لذت ببرند.(خداوند ایشان را غریق رحمت نموده و با ارباب بی کفنش محشور بفرماید)
مراسم شب عاشورا تا پاسی از شب به طول می انجامد . بعد از نوحه خوانی عزاداران در دو دسته ،دم شور می گیرند و داخل حسینیه می چرخند و هر گروه بندی را می خواند ویا حسین (ع) می گوید.
صبح عاشورا خانواده مرحوم حاج اقبال آش نذری پخش می کنند خدا قوت بدهد به آنها و جوانانی که شب تا صبح آش را هم می زنند و خدا اجرشان را بدهد.
این صبح تیره باز دمید از کجا کز او
کار جهان و خلق جهان جمله در هم است
هیئت حسینی و هیئت جوانان قمر بنی هاشم (ع) در کوچه و خیابان پرسه می زند و نوحه خوانی و عزاداری می کنند . این مراسم تا ظهر ادامه دارد . عصر عاشورا ماتم و اندوه به نهایت می رسد . نخل وعلم سیاهپوش می گردد ؛ پارچه های ملون باز می شود و عصر عاشورا«نخل» نماد تابوت امام حسین (ع) را نشان می دهد ، هر چند ارباب بی کفن ما در کربلا سه شبانه روز جسم پاکش بر زمین داغ کربلا بود ، بعد هم از تابوت خبری نبود و امام سجاد (ع) بوریا یا حصیر طلب کرد ......
اما جوانان هیئت قمر بنی هاشم (ع) می خواهند بگویند:
«یا لیتنا کُنّا مَعَک » حسین جان
هیئت از حسینیه بیرون می آید و نوحه خوانی می کند اما بدون پرچم و زنجیر و طبل و ....... عزاداران دو دسته می شوند و بند های شور را در جواب یکدیگر می خوانند و بر سر و سینه می زنند :
« کل یوم عاشورا و کل عرض کربلا»
در خیابان ها می چرخند و نوحه خوانی می کنند وغروب آفتاب به حسینیه بر می گردند و در آنجا یاد شهیدان به خون خفته را گرامی می دارند. و شب هنگام شام غریبان می گیرند که شامی به تمام معنا اندوهگین و پر غصه است.
نوشته شده در محرم ۱۴۳۰ - ۱۳۸۶ شمسی ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ-
نخل : نماد وسنبل مقاومت و ایستادگی است. نشانه عزای حسینی ، حرم حسینی ، تابوت امام حسین ، محمل زینب (س) و حرکت کاروان اسرا می باشد . در بیشتر جاها نخل به شکل مکعب مستطیل ساخته می شود ؛ اما در شهر یزد و شهر های اطرافش به شکل درخت سرو که آنهم مظهر ایستادگی و مقاومت می باشد ولی همان نخل نام دارد.
علم : قسمت بالایی به شکل دست است که هم نشان پنج تن آل عبا می باشد و بر روی آن هم نام پنج تن نقش بسته است . دیگر نماد دست بریده سقای باوفای دشت کربلاست و هم نشانی از علم و بیرق سپاه امام حسین (ع) است که در دستان ابالفضل (ع) بود .
«هلنبارو» همان الا کلنگ امروزی












تاريخچه :چاه ملك در8 فرسنگي غرب خور و بر سر راه خور به نايين قرار گرفته است.در مورد احداث اين روستا گفته اند:موقعي كه شاه عباس از راه كوير به مشهد مي رفته است در محل فعلي چاه ملك چاهي حفر نموده است،وبه همين مناسبت اينجا به چاه ملك مشهور شده است.اما ابتداي آبادي چاه ملك از سال 1275هجري قمري است كه علي اصغربيك ياور غلامرضايي( از نوادگان حاج زين العابدين كلهر از ايل معروف كلهردر كرمانشاه)؛به كندن قنات آن اشتغال ورزيد.چاهملك كشتخوان وسيعي دارد و محصولات آن گندم،جو،پنبه،هندوانه،گوجه فرنگي،بادمجان،انگور و انار است.چاهملك داراي مسجد،حمام،مدرسه ي دخترانه و پسرانه است. جمعيت آن در حدود 1000 نفر است كه اغلب به كشاورزي و قاليبافي وگروهي به فعاليتهاي ديگر من جمله ميكانيكي،بنايي،گچ وآجرپزي مشغولند.