دل نوشته ی یک دوست...
جانا سخن از زبان ما می گویی!!!!!!!!!!!
در گذرزمان ودرخاطره هابه یادسالهای گذشته می افتم سالهای نه چندان دورآن روزهاآبادی حال وهوای دیگری داشت نه ازمدخبری بودونه اززرق وبرق فریبنده همه درکنارهم خوب وخوش بودند نه ادعایی بودونه تکبری همه به هم احترام می گذاشتند مابچه هاهم آن روزها باهم صمیمیت دیگری داشتیم بازی های آنروزهای ما نزدیک غروب یاالک دولک بود یاکانسدیاقایم موشک یا......باهم دنیای دیگری داشتیم اماحالا ازآن روزهاخبری نیست بازیهای بچه هاشده بازیهای رایانه ای دوستیهای بچه هاشده بی مهری دیگرمثل گذشته صفاوصمیمیتی نیست همه درتلاشند که ازدیگری بالاترباشند احترام وصمیمیت نوشته های کتابهاشده است نه برادری نه دوستی نه پدری ونه آشنایی هیچیک اهمیت ندارد...
بیائیم باهم انس والفت ومهربانی آن روزهاراداشته باشیم !
+ نوشته شده در چهارشنبه هجدهم آبان ۱۳۹۰ ساعت 10:48 توسط A.GH
|
تاريخچه :چاه ملك در8 فرسنگي غرب خور و بر سر راه خور به نايين قرار گرفته است.در مورد احداث اين روستا گفته اند:موقعي كه شاه عباس از راه كوير به مشهد مي رفته است در محل فعلي چاه ملك چاهي حفر نموده است،وبه همين مناسبت اينجا به چاه ملك مشهور شده است.اما ابتداي آبادي چاه ملك از سال 1275هجري قمري است كه علي اصغربيك ياور غلامرضايي( از نوادگان حاج زين العابدين كلهر از ايل معروف كلهردر كرمانشاه)؛به كندن قنات آن اشتغال ورزيد.چاهملك كشتخوان وسيعي دارد و محصولات آن گندم،جو،پنبه،هندوانه،گوجه فرنگي،بادمجان،انگور و انار است.چاهملك داراي مسجد،حمام،مدرسه ي دخترانه و پسرانه است. جمعيت آن در حدود 1000 نفر است كه اغلب به كشاورزي و قاليبافي وگروهي به فعاليتهاي ديگر من جمله ميكانيكي،بنايي،گچ وآجرپزي مشغولند.